بازی در ایرانلند

خوشکلهای مامانی وقتی که تابستون بود با همدیگه چند باری به پارک های محلی رفته بودیم، ولی این بار به پارک ایرانلند که توی مجتمع تجاری خلیج فارس هست رفتیم و قیافه هاتون واقعا دیدنی بود. آخه تازه الان که بزرگتر شدید و وقت بازی کردن های شما شده به فصل سرما خوردیم و نمیشه زیاد بریم بیرون.اما شما واقعا حوصله اتون سر میره و مدام میگید ددر، طوری که جرات نمیکنیم جلوی شما از در خارج شیم و بریم بیرون، حتی ببخشیدا واسه دستشویی رفتن هم پشت سرمون گریه میکنید

آهان داشتم از قیافه هاتون میگفتم
چون واسه اولین بار بود توی محیطی اینجوری پر از سر و صدا و پر از آدم و پر از نینی و وسایل بازی رفته بودید بهت زده به همه جا نگاه میکردید و چشمای نازتون گرد شده بود...تو عکس ها معلومه
پرهام جیگری زودتر خودش رو وفق داد و شروع به بازی کرد.پسرکم یه جوری واسه اولین بار قشنگ رو اسب نشست و خودش رو گرفته بود که انگار سوارکار به دنیا اومده
اما پارمیس تا آخر ماجرا محتاط بود و گردی چشمهاش دیدن داشت.البته پارمیس گلم هم بازی کرد اما یه کم میترسید.در کل دخترم همین مدلیه راحت با همه کس و همه چیز جور نمیشه.اول همه چیز رو خودش امتحان می کنه و ازش مطمئن میشه بعد دست به کار میشه














بازی در ایرانلند 
